الشيخ الأميني ( مترجم : جمعي از مترجمين )

315

الغدير ( فارسي )

مضافا بر آنچه بيان شد ، اظهار عقيدهء رازى داير باينكه اولى در حال اضافه استعمال نشده است بطور مطلق ممنوع است ، زيرا چنان كه دانستيد ، اين لفظ به تثنيه و جمع اضافه شده و حتى در حديث نبوى اضافه شدن آن به نكره ملاحظه مىشود ، در صحيح بخارى جزء دهم صفحات 7 و 9 و 10 و 13 باسنادهاى بسيار كه از حيث لفظ متفق هستند ، از ابن عباس روايت شده ، از رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله كه فرمود : « الحقوا الفرائض بأهلها فما تركت الفرائض فلأولى رجل ذكر » ( 1 ) و مسلم در صحيح خود جزء دوم ص 2 آن را روايت نموده ، و در روايتى كه احمد در جزء 1 « مسند » ص 313 آورده : « فلأولى ذكر » نقل شده و در صفحه 335 : « فلأولى رجل ذكر » و در جزء 2 « نهايهء » ابن اثير ص 49 : « لأولى رجل ذكر » ثبت گرديده . و حديثى كه از لحاظ سياق با حديث غدير هم مثل است جدّا نظريهء ما را دربارهء حديث غدير تأييد مىنمايد و آن فرمايش رسول اكرم صلى اللَّه عليه و آله است كه فرمود : ما من مؤمن الا انا اولى الناس به فى الدنيا و الاخرة ، اقرؤوا ان شئتم : النبى اولى بالمؤمنين من أنفسهم ، فايما مؤمن ترك ما لا فليرثه عصبته من كانوا ، فان ترك دينا او ضياعا فليأتنى و انا مولاه ( 2 ) . اين روايت را بخارى در جزء هفتم صحيح خود صفحهء 190 آورده ، و مسلم در جزء دوم صحيح خود ص 4 به اين لفظ آن را آورده : « ان على الارض من مؤمن الا انا اولى الناس به ، فايّكم ما ترك دينا اوضياعا فانا مولاه » ( 3 )

--> ( 1 ) برسانيد فريضه‌ها ( اموال موروثى ) را باهلش و آنچه از فريضه‌ها باقى ماند بنزديكترين مرد از ذكور بدهيد مترجم . ( 2 ) نيست مؤمنى مگر من سزاوارترين شخص هستم به او در دنيا و آخرت بخوانيد اگر بخواهيد : النبى الخ يعنى پيغمبر بمؤمنين اولى از نفسهاى ايشانست پس هر مؤمنى كه مالى از خود ارث بگذارد كسان او وارث اويند هر كه باشند و اگر دينى يا زمينى تركه گذارد پس بيايد پيش من و من سزاوارتر به آن هستم مترجم . ( 3 ) نيست بر روى زمين هيچ مؤمنى مگر من اولى و سزاوارترين مردم هستم به او پس هر كدام يك از شما دين يا ضيعه اى باقى بگذارد من اولى و صاحب آنم مترجم .